اولین کاغذ دیواری دلم(از اولم میخواستی بری)+عکس
حالا که رفتهای
پرندهای آمده است
در حوالی همین باغ روبهرو
هیچ نمیخواهد
فقط میگوید:
کو کو؟




حالا که رفتهای
گلدان کنار پنجره خالی است
بر میگردم
از پیراهنت گُلی میچینم
این گونه بهتر است
خاطرهها پیر نمیشوند



حالا که رفتهای
نه باد میآید و
نه برگی دست تکان میدهد
انگار
زمان متوقف شده است برای من
که بی کلید
پشت همه درها ماندهام









ولی نفهمیدی![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 17:19 توسط narges
|
♥ادمک اخر دنیاست بخند/ادمک مرگ همینجاست بخند...